تمامی مطالب موجود در این سامانه از وب سایت های دیگر و بدون دخالت انسانی جمع آوری شده , لذا تمام مسئولیت آنها بر عهده وب سایت منبع میباشد. مطالب مغایر با قوانین جمهوری اسلامی ایران را از طریق بخش تماس با ما به ما اعلام کنید.


ورود به کانال تلگرام


معرفی کتاب موقت  

از میون کتابایی که اخیرا خوندم، دو تاش رو خیلی دوست داشتم به همسايه ها معرفی کنم:
1- کتاب "مطلع مهر" که نظراتم خیلی به نظرات نویسنده کتاب نزدیک بود در باب موضوع کتاب.
2- کتاب منازل الآخره که خوندنش واقعا عبرت آموز و تذکر دهنده است، حتی باید هر از چند گاهی نشست و خوندش.
همسايه های گرامی اگر کتابی میشناسید که حجم متوسط ( در حد همون 200 300 صفحه) با موضوعات اخلاقی دینی ( نه فلسفی عرفانی رمانی ) میتونید معرفی کنید، پذیرای پیشنهاداتتون خواهم بود ان شاءالل

ادامه مطلب  

معرفی کتاب موقت  

از میون کتابایی که اخیرا خوندم، دو تاش رو خیلی دوست داشتم به همسايه ها معرفی کنم:
1- کتاب "مطلع مهر" که نظراتم خیلی به نظرات نویسنده کتاب نزدیک بود در باب موضوع کتاب.
2- کتاب منازل الآخره که خوندنش واقعا عبرت آموز و تذکر دهنده است، حتی باید هر از چند گاهی نشست و خوندش.
همسايه های گرامی اگر کتابی میشناسید که حجم متوسط ( در حد همون 200 300 صفحه) با موضوعات اخلاقی دینی ( نه فلسفی عرفانی رمانی ) میتونید معرفی کنید، پذیرای پیشنهاداتتون خواهم بود ان شاءالل

ادامه مطلب  

به ویرانی معتاد!  

هوس عاشقی به سرم زده است. هوس اینکه دستهایی را هوس کنم . هوس کرده ام دلم بلرزد برای صدایی که مرا شیطنت آمیز به نام می خواند. هوس شیطنت کرده ام، که آتشی بسوزانم و مثل بچگی هایم مخفیانه بنشینم و گرمی اش را تماشا کنم و ببینم که چطور مرد همسايه فحش می دهد به زمین و زمان " کدوم احمقی این آتیشو روشن کرده "
هوس کرده ام احمق شوم و جلوی مرد همسايه بایستم، شکلک درآورم و با رضایت و نیشخند بگویم " خوب کردم، خوب کردم "
گیریم که شیطنت من دست و دل تو را سوزانده باش

ادامه مطلب  

اصطلاحات سیاسی  

اگر در مورد برخی اصطلاحات سیاسی اطلاعی ندارید این مطلب طنز خیلی می تونه کمک کنه به درک بعضی از مفاهیم :1.سوسیالیسم: دو گاو دارید. یکی را نگه می دارید. دیگری را به همسايه خود می دهید.2.کمونیسم: دو گاو دارید. دولت هردوی آن ها را می گیرد تا شما و همسايه تان را در شیرش شریک کند.3.فاشیسم: دو گاو دارید. شیر را به دولت می دهید. دولت آن را به شما می فروشد.4.کاپیتالیسم: دو گاو دارید. هر دوی آن ها را می دوشید. شیرها را به زمین می ریزید تا قیمت ها همچنان بالا بماند.

ادامه مطلب  

اصطلاحات سیاسی  

اگر در مورد برخی اصطلاحات سیاسی اطلاعی ندارید این مطلب طنز خیلی می تونه کمک کنه به درک بعضی از مفاهیم :1.سوسیالیسم: دو گاو دارید. یکی را نگه می دارید. دیگری را به همسايه خود می دهید.2.کمونیسم: دو گاو دارید. دولت هردوی آن ها را می گیرد تا شما و همسايه تان را در شیرش شریک کند.3.فاشیسم: دو گاو دارید. شیر را به دولت می دهید. دولت آن را به شما می فروشد.4.کاپیتالیسم: دو گاو دارید. هر دوی آن ها را می دوشید. شیرها را به زمین می ریزید تا قیمت ها همچنان بالا بماند.

ادامه مطلب  

جهت خالی نبودن عریضه!  

+ اونای که یکم آشناترن می دونن یکی از چیزای که منو می ترسونه شخم خوردن یهویی اینجاست،  یه بنده خدا یا بنده های خدایی میرسن اینجا هنوز خستگی در نکردن بیل و کلنگ رو بر می دارنو دِ بکن، فی النفسه با دِ بکن این عزیزان هیچ مشکلی ندارم، از اینکه احیانا سجل براشون جذاب بوده هم مرسی هستم فقط جریان اینه که می ترسم خودی نباشن، یعنی از در و همسايه و دوستان و آشنایان باشن! حالا اگه بیان بگن که از درو همسايه و دوستو  آشنا نیستن من خیلی مرسی تر هم میشم!
+ امرو

ادامه مطلب  

دعا[2]  

 نیمه‌های شب است
سرم بر زانوان مادر
و او آرام نجوا می‌کند
هنوز هم
"الجار ثم الدار"..
 امام حسن علیه السلام مى‌فرماید: مادرم زهرا علیهاالسلام را در شب جمعه دیدم تا سپیده صبح مشغول عبادت و ركوع و سجود بود و مؤمنین را یك یك نام مى‌برد و دعا مى‌كرد، اما براى خودش دعا نكرد عرض كردم : مادر جان چرا براى خودتان دعا نمى‌كنید؟ فرمودند: فرزندم اول همسايه، بعد خویشتن.."الجار ثم الدار" بحارالانوار، ج 43، ص 81

ادامه مطلب  

تصادف  

وقتی همسايه اش جان داد. مرد ترسید. 
به فکر انجام کارهای نیک افتاد. 
هرچه را که  در خانه اش اضافی بود به این و آن بخشید حتی ماشین زرد و قدیمی اش را. 
یک ماه بعد وقتی در بزرگراه منتهی به دریا زیر چرخ همان ماشین رفت دهانش از تعجب باز ماند و دیگر بسته نشد.
 
* رسول یونان

ادامه مطلب  

زندگی . خیانت...  

سلام دیشب دختر عموم خونمون بود یه جریانی از خیانت تعریف کرد  که متنفرم از زنهای شوهر داری که به شوهراشون خیانت میکنن و همچنین مردا. البته تو خانواده خودم میگم این حرفا نیست با توجه به شناخت و رفتاراشون میتونم حدس بزنم که اصلن نیست . حالا بگذریم جریان تعریف کنم دختر عموم از طریق دوستش بنام سمیه  شنیده که  به دوتا از همسايه های ما درست خانه سمت راست و چپ خونه  مون مربوط میشه.  پسر همسايه سمت راستی  یه سری افتاده بوده دنبال سمیه که باهاش دوس

ادامه مطلب  

76/2(نعره ی اره ها)  

 
آهای آدم های به ظاهر بیدار و بی تاب دریا کجاست !!!؟؟؟مگر لاله های سرنگون راه خانه را گم می کنند ؟ من از قتلگاه درختان سبز بر می گردم تمام تنم به طعم بارانآغشته استگوش هایم هنوز به نعره ی اره هاعادت نمی کنند من با تو حرف می زنم ...با تو که غروب آفتاب را از کناره ی دریا در کارت پستال دختر همسايه تماشا می کنی ....
مهرداد اکبری

ادامه مطلب  

خانوم ...  

همسايه ای داشتیم تنها زندگی میکرد .مادرم با او مهربان بود همانطور که با همه .با کسی جز مامان حرف نمی زد یا اگر کاری هم داشت به کسی نمی گفت جز مامان .هر وقت که برای خریدن نان راهی می شدم مامان پول یک نان بیشتر میداد که برای او بخرم گاهی که دستش بند بود می گفت پسر برو نان را بده به خانوم ،خانوم صداش میکرد .نان خانوم را می دادم سر تکان می داد چشمان آرامی داشت اما تمام اعضای صورتش می گفت میل به صحبت کردن ندارد . مامان که رخت از دنیا بست ، چند وقتی نیاز ب

ادامه مطلب  

خانوم ...  

همسايه ای داشتیم تنها زندگی میکرد .مادرم با او مهربان بود همانطور که با همه .با کسی جز مامان حرف نمی زد یا اگر کاری هم داشت به کسی نمی گفت جز مامان .هر وقت که برای خریدن نان راهی می شدم مامان پول یک نان بیشتر میداد که برای او بخرم گاهی که دستش بند بود می گفت پسر برو نان را بده به خانوم ،خانوم صداش میکرد .نان خانوم را می دادم سر تکان می داد چشمان آرامی داشت اما تمام اعضای صورتش می گفت میل به صحبت کردن ندارد . مامان که رخت از دنیا بست ، چند وقتی نیاز ب

ادامه مطلب  

 

روزی ۲۰۰ تومن پول تو جیبی میگرفتیم رفت و برگشت به مدرسه رو پیاده میرفتیم، تو مدرسه هم ساندویچ نمیخوردیم، چند روز پولامونو میزاشتیم رو‌ هم میشد ۵۰۰ تومن 
فیلم سوپر میگرفتیم میاوردیم یه هفته هم کمین میکردیم خونه خالی شه فیلمو میزاشتیم میدیدیم پسر داره پسرو میکنه ! آخرش هم با قیافه زن همسايه ج ق میزدیم 
 

ادامه مطلب  

قلم  

از زندگی تنها برایم این قلم مانده ست
از نارفیقان ام همین آقا...دلم ...مانده ست
 
عمریست که همسايه اش هستم ...همین آقا
با آن غم بسیار پای مشکل ام مانده ست
 
وقتی رفیقانم مرا تنها رها کردند
با نارفیقی پای پای در گل ام مانده ست
 
تنهای تنها می دویدم هر طرف آن روز
دیدم برایم یک پناه ...آری دل ام مانده ست 

ادامه مطلب  

که د ځینو سیاسي اصطلاحاتو په اړه مالومات نلرئ, نو دغه مطلب ولولئ!  

1- سوسیالیزم: دوه غواګانې لرئ, یوه ځان سره ساتئ, بله همسايه ته ورکوئ. ۲- کمونیزم: دوه غواګانې لرئ, دولت دواړه درنه اخلی, او شیدې یې تا او ستا ګاونډی ته په مساوی ډول درکوی. ۳- فاشیزم: دوه غواګانې لرئ, شیدې یې دولت ته ورکوئ او دولت یې بېرته په تاسې پلوری. ۴- کاپیتالیزم: دوه غواګانې لرئ, لوشئ یې او شیدې یې پر ځمکه تویوئ, دا کار د دې په خاطر کوئ چې د شیدو قیمت لا لوړ شی.

ادامه مطلب  

3 جایی که باید «خودنمایی» کنیم! 95/12/7  

3 جایی که باید «خودنمایی» کنیم!
«وَالسَّمَاءَ رَفَعَهَا وَوَضَعَ الْمِیزَانَ، أَلَّا تَطْغَوْا فِی الْمِیزَانِ، وَأَقِیمُوا الْوَزْنَ بِالْقِسْطِ وَلَا تُخْسِرُوا الْمِیزَانَ»؛و آسمان را برافراشت و ترازو را گذاشت، تا مبادا از اندازه درگذرید، و وزن را به انصاف برپا دارید و در سنجش مکاهید.بر اساس آیات سوره مبارکه «الرحمن» اگر هر کسی در جای خودش، در محل، شأن و جایگاه خودش باشد، این مطلوب و خوب است. هر کسی باید میزان و جایگاه خود را بشناسد

ادامه مطلب  

3 جایی که باید «خودنمایی» کنیم! 95/12/7  

3 جایی که باید «خودنمایی» کنیم!
«وَالسَّمَاءَ رَفَعَهَا وَوَضَعَ الْمِیزَانَ، أَلَّا تَطْغَوْا فِی الْمِیزَانِ، وَأَقِیمُوا الْوَزْنَ بِالْقِسْطِ وَلَا تُخْسِرُوا الْمِیزَانَ»؛و آسمان را برافراشت و ترازو را گذاشت، تا مبادا از اندازه درگذرید، و وزن را به انصاف برپا دارید و در سنجش مکاهید.بر اساس آیات سوره مبارکه «الرحمن» اگر هر کسی در جای خودش، در محل، شأن و جایگاه خودش باشد، این مطلوب و خوب است. هر کسی باید میزان و جایگاه خود را بشناسد

ادامه مطلب  

حالت چطوره؟  

چطوری بانوی هرزه ی پیر،مادر گرگ بچه ی شیر چطوری اولین هفته دی،چطوری آخرین هفته ی تیر تنه پر از جای دستت چطوره؟ اون خنده ی دلچسبت چطوره؟ اون سر مستت چطوره؟ بت بگم ناز شصتت ،چطوره؟ هرشبو میگیری ازم ،میبینی عصن؟ میبینی تنمو بعد قدمت روش میبینی عصن؟ نمیبینی فقط میگی نفست سوخت شرمت کجاست ادبش کوش بانوی هرزه خبرت اومد بغل گوشم قدر یه نفست بودم، سوختم میگن نمیفهمی از عاشقی! درست میگن ؟ میگن تو کلن افسانه ای درست میگن ؟ میگن عارایشی ولی واسه من دنیا

ادامه مطلب  

 

دیشب با یکی از قدیمی ترین دوستای وبلاگیم که همون ماه های اولی که من وبلاگ ساختم باهم آشنا شدیم و نزدیک دوسالی هست که توی اینستاگرام همدیگرو داریم حرف میزدم
بحث از سیاست شروع شد ولی در آخر به اینجا رسید که  یاد وبلاگ بخیر و وبلاگ بهتر بود
و اون حسی که من داشتمو قبول داشت، اینکه وقتی دوستیمون تو فضای وب بود انگار همسايه بودیم
البته آدم با هرکسی این حسو نداره، طرف باید آدم باشه، وگرنه همین رفقای  وبلاگی چنان آزاری میدن آدمو..
 
پ.ن: حالا بماند که

ادامه مطلب  

گور ننه عنوان !  

مرد زود به رختخواب می رود، اما خوابش نمی برد. غلت می زند. ملحفه ها را می اندازد. کمی مطالعه می کند. چراغ را خاموش می کند اما باز نمی تواند بخوابد. ساعت سه صبح بلند می شود. در خانه دوست و همسايه اش را می زند، پیش او درددل می کند و به او می گوید که خوابش نمی برد. از او راهنمایی می خواهد. دوستش پیشنهاد می کند که قدمی بزند. شاید خسته شود. بعد باید فنجانی جوشانده برگ زیرفون بنوشد و چراغ را خاموش کند. همه این کارها را می کند اما باز خوابش نمی برد. بلند می شو

ادامه مطلب  

گور ننه عنوان !  

مرد زود به رختخواب می رود، اما خوابش نمی برد. غلت می زند. ملحفه ها را می اندازد. کمی مطالعه می کند. چراغ را خاموش می کند اما باز نمی تواند بخوابد. ساعت سه صبح بلند می شود. در خانه دوست و همسايه اش را می زند، پیش او درددل می کند و به او می گوید که خوابش نمی برد. از او راهنمایی می خواهد. دوستش پیشنهاد می کند که قدمی بزند. شاید خسته شود. بعد باید فنجانی جوشانده برگ زیرفون بنوشد و چراغ را خاموش کند. همه این کارها را می کند اما باز خوابش نمی برد. بلند می شو

ادامه مطلب  

فانتزی های زندگی  

بیشتر خطاب به یه همسايه میگم :
داشتن فانتزی ( منظور من تصویر سازی های ذهنی از آینده زندگی ) واسه یه انسان لازمه، فانتزی هایی در حوزه کار و اشتغال آینده، همسر و ازدواج، خونه و سبک زندگی و ...، اصلا به نظرم اینا لازمه حیات یه انسان سالمه
اما 
آدم باید این فانتزی ها رو ببره گوشه ی گوشه ی ذهنش، یه مشت خاک هم بپاشه روش، که به این راحتی ها پیدا نشن، آخه اگر آدم از اون دست آدم هایی نباشه که خدا خیلی به حرفش میکنن، از اون دست آدمایی باشه که هرچی توسل و توکل

ادامه مطلب  

فانتزی های زندگی  

بیشتر خطاب به یه همسايه میگم :
داشتن فانتزی ( منظور من تصویر سازی های ذهنی از آینده زندگی ) واسه یه انسان لازمه، فانتزی هایی در حوزه کار و اشتغال آینده، همسر و ازدواج، خونه و سبک زندگی و ...، اصلا به نظرم اینا لازمه حیات یه انسان سالمه
اما 
آدم باید این فانتزی ها رو ببره گوشه ی گوشه ی ذهنش، یه مشت خاک هم بپاشه روش، که به این راحتی ها پیدا نشن، آخه اگر آدم از اون دست آدم هایی نباشه که خدا خیلی به حرفش میکنن، از اون دست آدمایی باشه که هرچی توسل و توکل

ادامه مطلب  

ادامه دریافتهای دفتر پنجم مثنوی 20 حکایت مهمان و زن صاحب خانه  

مهمانی سرزده به خانه ای  وارد شد.صاحبخانه او را بسیار گرامی داشت و در مهمان نوازی سنگ تمام گذاشت.به همسرش گفت امشب دو دست رختخواب پهن کن یکی برای خودمان و یکی برای مهمان.زن چنین کرد و به جشن ختنه سوران همسايه رفت .مهمان و میزبان در خانه ماندند و از هر دری سخن می گفتند و تنقلات می خوردند.تا این که خواب بر مهمان چیره شد و بی اختیار در رختخواب صاحب خانه خوابید.میزبان خجالت کشید به او چیزی بگوید. و خود به رختخواب دیگر  رفت و خوابید.اتفاقا در آن شب با

ادامه مطلب  

اسفندی عروس خانم ها در سال66  

در سال اسفند 1366عروس خانم هایی که در دوران نامزدی بودن از طرف خانواده ی داماد کادوهایی می آوردند. یک شب خانواده ی داماد با هدایایی مانند یک کیسه برنج ،روغن یک حلب ،یک عدد خروس زنده و..... به خانه ی عروس می آوردند این رسم و رسومات شهر ما در آن سال بود که ماه اسفند،اسفندی برای عروس می بردند .در خانواده ی ما جایی برای نگه داشتن مرغ و خروس نداشتیم شب که خروس آمد خودش رفت بالای دیوار همسايه نشست وقتی دامادو خانواده ی آن رفتند داداش هایم دنبال خروس می د

ادامه مطلب  

هموطنم هوا ندارد(دل نوشته)  

مگه ما به غیر همین خاک،همین مردم نجیب و همین اسم ایران چیز دیگه ای هم داریم؟؟ مگه از این اسم و این ملت مهم تر و ارجح تر هم پیدا میشه؟ مگه کسی که از محنت دیگران بی غم باشه میشه اسمشو گذاشت انسان؟؟؟مگه میشه مسئول باشی و انجام وظیفه نکنی؟؟؟ مگه چراغی که به منزل رواست به مسجد حروم نیست؟؟مگه همین شهر مظلو تو جنگ با عراق و به کمک و یا سکوت خیلی از کشورهای همسايه داغون نشد؟؟مگه وقتش نرسیده به جای حرف زدن و شعار دادن عمل کرد؟؟ مگه قرار نبود علی وار حکو

ادامه مطلب  

بي بي ...  

عصرها تقریبا همه‌ی زن‌های محل می آمدند خانه ما ، دوره ای داشت بی بی !، اول ما مامان صداش میزدیم یواش یواش شد بی بی ، بی بی گفتن ما هم از آنجا شروع شد که زنهای محل همه به او بی بی می گفتند . پسر بی بی خونه است ؟پسر به بی بی بگو بیاد ؟پسر ببین بی بی کاری نداره ؟ و ...این بود که مامان شد بی بی این را هم بگم که بی بی یعنی همان مامان همیشه عصر سماورش را روشن ، چای ش را دم و سفره عصرانه اش را پهن می‌کرد و می‌ماند تا خاله خانباج های محل بیایند و او گل بگوید و

ادامه مطلب  

37)عجب هواییه!!  

هوا خیلی جوانمردانه خوب است!!!
جون میده برا دوچرخه سواری!!!
هوا بعد بارون کلا واسه دوچرخه و والیبال یا دویدن میچسبه D:
یکی پیدا شه پلیز مرا همراهی کند در این امر فرهنگی
_______________________
پ.ن:همسايه روبه روییمون نیستن معمولا..ولی عید که میشه میان..تو یه همچی هوایی مامانه با دخترش میومدن تو حیاط مامانه هی میگفت عجب هواییه!!دختره هم میگفت:هواییه!!
سال بعدش(ک عید امسال بود) یه شعر مهدکودکی هم باهم خوندن!!
کلا اب و هوا رو از رو گفت وگو اینا تشخیص میدادم!! ابری

ادامه مطلب  

37)عجب هواییه!!  

هوا خیلی جوانمردانه خوب است!!!
جون میده برا دوچرخه سواری!!!
هوا بعد بارون کلا واسه دوچرخه و والیبال یا دویدن میچسبه D:
یکی پیدا شه پلیز مرا همراهی کند در این امر فرهنگی
_______________________
پ.ن:همسايه روبه روییمون نیستن معمولا..ولی عید که میشه میان..تو یه همچی هوایی مامانه با دخترش میومدن تو حیاط مامانه هی میگفت عجب هواییه!!دختره هم میگفت:هواییه!!
سال بعدش(ک عید امسال بود) یه شعر مهدکودکی هم باهم خوندن!!
کلا اب و هوا رو از رو گفت وگو اینا تشخیص میدادم!! ابری

ادامه مطلب  

 

پسرک یادش میاد نزدیکی های عید که می شد ، همسايه ها واسه خونه تکونی مثل موروملخ می افتادن به جون در و دیوار خونه هاشون ، حالا بساب و تا کی بساب . مثل امروزی ها شوهراشون قربونشون برن کلاس دار که نبودن ، آدم های ساده سنتی و بی غل وغش که باهم رفیق و با صفا بودن یه جورایی توی کارها شون تقسیم کاری داشتن یعنی یه گروه توی جابجا کردن اثاثیه ، یه گروه توی خونه تکونی و خاک گیری وسایل خونه ، یه گروه توی شست و شوی قالی ، گلیم ، در و دیوار کف اتاقها و حیاط هاشون

ادامه مطلب  

"جشن نوروز و میله گل سرخ "  

  جشن های ملی و مردمی افغانستان دارای ریشه تاریخی هستند که از دوران باستان تا به امروز رسیده‌اند. برخی از این جشن‌ها  عبارت اند از (جشن نوروز(میله گل سرخ)جشن دهقان.جشن سمنک . سیزده بدر. عید قربان .عیدفطر. عید غدیر.جشن استقلال و ... ):  
از جمله  بزرگترین جشنی که هرسال باشکوه تر از سالهای قبل در افغانستان برگزار میشود توریستهای از کشورهای اطراف افغانستان وتمام ولایات افغانستان را مجذوب خود میکند  جشن نوروز است که به جشن میله گل سرخ نیز موسوم اس

ادامه مطلب  

"جشن نوروز و میله گل سرخ "  

  جشن های ملی و مردمی افغانستان دارای ریشه تاریخی هستند که از دوران باستان تا به امروز رسیده‌اند. برخی از این جشن‌ها  عبارت اند از (جشن نوروز(میله گل سرخ)جشن دهقان.جشن سمنک . سیزده بدر. عید قربان .عیدفطر. عید غدیر.جشن استقلال و ... ):  
از جمله  بزرگترین جشنی که هرسال باشکوه تر از سالهای قبل در افغانستان برگزار میشود توریستهای از کشورهای اطراف افغانستان وتمام ولایات افغانستان را مجذوب خود میکند  جشن نوروز است که به جشن میله گل سرخ نیز موسوم اس

ادامه مطلب  

همسایه جهنمی و معده درد  

یه معده دردی گرفتم در حد گه خوردم غلط کردم اصلا یه چیزی خوردم که نه میشه شور بخوری نه شیرین نه ترش نه تلخ که اثرش بره یعنی اون پایینا تو معدم حتما خونریزی چیزیه کم مونده قلپ قلپ خون بالا بیارم ساعت یک و خورده نصف شب بمیرم هم جنازم تا شنبه بیمارستان نمیرسه 
#########
یکم بهتر شدم 
######))))#######
یعنی این پپر به قدری بی ادب و بی شخصیته خدا داند بهش غذا بده دسشوییشو بگیر حمومش ببر نازشو بکش الان زد دستمو جر داد (یه جیغ بلند میزنه در حد غودا بعدش منو سیاه و ک

ادامه مطلب  

اگر فقط ده دقیقه سر کوچه بایستد...  

ظرف غذای نذری همسايه را نگرفتم، هاج و واج نگاهم کرد؛
گفتم: غذا داریم و این زیادی است؛
به او نگفتم که، اگر فقط ده دقیقه سر کوچه بایستد؛
حتماً یک نفر را می بیند که سطل آشغال بزرگ را می کاود، برای یافتن لقمه ای نان؛
دور و برم پر است از یتیم، نیازمند و کودکان خیابانی؛
یک محل را نذری می دهید؛
بی آنکه حواستان باشد، نیازمندان زورشان به صف ایستادن نمی رسد؛
اگر هم برسد از لباس هایشان خجالت می کشند ..

ادامه مطلب  

پرحرفی  

خب یکم حرف بزنم تا برم دنبال کار
آقا دیروز من سه تا از مردهای همسايه رو خرشون گرفتم به کارگری
دیوارای سمت واحد من نیاز به سیمان داره و از اونجایی که ی جای دیوار سوراخ شده بود به خاطر جوش دادن آهن
این کبوترهای محترم و جک و جونورای دیگه وارد دریچه کانال کولر میشدن و علاوه بر سروصدا که نتیجه ی یک نمونه اش من صبح جمعه ساعت شش صبح بیدار شده بودم،جوجه کشی هم بود
خلاصه من دیروز گفتم یا پول میزارین سیمان میکنیم
یا ی فکری برا خونه ی من بردارین
اونا هم سه

ادامه مطلب  

دخالت ممنوع  

یادمان باشد اگر مردی شلوار جین را با کفش مـردانه می پوشد،به مـا ربطـی ندارد
اگر زنی با کفش پاشنه بلند برای پیاده روی آمد،به مـــا ربطی ندارد
اگر پسـری زیر ابروی خود را برداشت،به مـا ربطی ندارد
اگر دختــــــری قبل از سردشدن هوا و بارندگی بوت پوشید،به مــا ربطی ندارد
اگر کسی لباسی با طرح خاص را به تـن کرد،به مـا ربطی ندارد
اگر در خانه همسايه زیاد رفت و آمـد می شود،به مــا ربطی ندارد
اگر کسی موی خود را مدل خاصی کوتاه می کند،به مـــا ربطی ندارد


ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1