تمامی مطالب موجود در این سامانه از وب سایت های دیگر و بدون دخالت انسانی جمع آوری شده , لذا تمام مسئولیت آنها بر عهده وب سایت منبع میباشد. مطالب مغایر با قوانین جمهوری اسلامی ایران را از طریق بخش تماس با ما به ما اعلام کنید.


ورود به کانال تلگرام


وعده دیدارما راهپیمایی 22بهمن 1394  

بیست و دوم بهمن روز پیروزی ملت بزرگ ایران برنظام طاغوت وتجلی حکومت الله بر روی زمین است که با  الطاف الهی وپیروی ازولایت ونثارخون و فداکاری ها و رشادت های این ملت بوقوع پیوست.
 با حضور پرشورمان در راهپیمایی ۲۲بهمن ، وحدت و اتحادمان رادرپیروی از ولایت دراین جهان پرآشوب به رخ دشمنانمان بکشیم.
وعده دیدارما راهپیمایی 22بهمن 1394  

ادامه مطلب  

مهر بورزید  

ﺑﻪ ﮐﺴﻲ ﮐﻴﻨﻪ ﻧﮕﻴﺮﻳﺪ ﺩﻝ ﺑﻲ ﮐﻴﻨﻪ ﻗﺸﻨﮓ ﺍﺳﺖ ﺑﻪ ﻫﻤﻪ ﻣﻬﺮ ﺑﻮﺭﺯﻳﺪ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﻣﻬﺮ ﻗﺸﻨﮓ ﺍﺳﺖ ﺩﺳﺖ ﻫﺮ ﺭﻫﮕﺬﺭﻱ ﺭﺍ ﺑﻔﺸﺎﺭﻳﺪ ﺑﻪ ﮔﺮﻣﻲ ﺑﻮﺳﻪ ﻫﻢ ﺣﺲ ﻗﺸﻨﮕﻲ ﺍﺳﺖ ﺑﻮﺳﻪ ﺑﺮ ﺩﺳﺖ ﭘﺪﺭ ﺑﻮﺳﻪ ﺑﺮ ﮔﻮﻧﻪ ﻣﺎﺩﺭ ﻟﺤﻈﻪ ﺣﺎﺩﺛﻪ ﺑﻮﺳﻪ ﻗﺸﻨﮓ ﺍﺳﺖ ﺑﻔﺸﺎﺭﻳﺪ ﺑﻪ ﺁﻏﻮﺵ ﻋﺰﻳﺰﺍﻥ ﭘﺪﺭ ﻭ ﻣﺎﺩﺭ ﻭ ﻓﺮﺯﻧﺪ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﮔﺮﻣﻲ ﺁﻏﻮﺵ ﻗﺸﻨﮓ ﺍﺳﺖ ﻧﺰﻧﻴﺪ ﺳﻨﮓ ﺑﻪ ﮔﻨﺠﺸﮏ ﭘﺮﮔﻨﺠﺸﮏ ﻗﺸﻨﮓ ﺍﺳﺖ ﭘﺮﭘﺮﻭﺍﻧﻪ ﺑﺒﻮﺳﻴﺪ ﭘ

ادامه مطلب  

 

معمولا اینطوریه. تو اتوبوس دانشگاه، جلوی تلویزیون و یه تیتراژ ناشناخته، تو کوچه و صدای بلند ضبط ماشینی که از کنارت می گذره فکر می کنی چقدر این آهنگ قشنگ بود.
و بعد که پیداش میکنی فکر می کنی قشنگ ترین نوایی هست که تا حالا گوش دادی، اما بعد تکرار و تکرار
و یه آهنگ جدید که باز هم فکر می کنی این قشنگ ترین آهنگ دنیاست
و چه خوشبختند آدم هایی که زود به زود قشنگ ترین آهنگ ها رو از سر می گذرانند

ادامه مطلب  

 

وقتی دلتنگی ب حدی می رسه كه دقیقن می تونی بمیری....:) 
پی ام می ده مریم شنبه حله...:)
 
پ.ن: من خيلي خوشنودم ك تو رو دارم...:)
 
پ.ن: پیش ب سوی پارك ملت...:) كنار تو... قووووول می دم اگ دیدمت نزنم زیر گریه از دلتنگی:)
 
پ.ن: یه كافه دیه هس 
كه از همون هف سال پیش تصور می كردم ی روز با تو اونجا باشم
من این ور میز 
تو رو ب روم
خيلي قشنگ می شد
بهترین روز زندگیم می شد
فقد خاستم بگم اگه ی روز 
اگه ی روز 
شاید 
شاید خاستی برگردی اونجا نریم
می ترسم خراب شه
می ترسم اونجوری

ادامه مطلب  

برنامه های هفته کتاب و کتابخوانی در کتابخانه عمومی الغدیر میامی  

"برگزاری مسابقه نقاشي با موضوع کتاب و کتابخوانی توسط اعضای فعال کتابخانه  "قصه گویی و کلاس نقاشي با موضوع کتابخوانی  توسط مهد الزهرا  "بازدید مدرسه باغچه بان از کتابخانه عمومی "بازدید مدرسه ابتدایی دخترانه  22بهمن "بازدید دبیرستان دخترانه معلم  "بازدید مهد ضحی

ادامه مطلب  

اولش سخته  

كی گفته اولش خوبه اخرش سخته؟؟؟ اولش از همه چی سخت تره 
اه كی گفته نباید باهات تماس بگیرم؟؟؟ چرا زنگ نمیزنی پس نكنه تو هم منتظر منی؟؟؟؟  چغد امروز واست نوشتم تو ذهنم ، اون تو خيلي قشنگ بود و پر ، بعد تو ایپدم كه نوشتم كه تو فیس بوكم بذارم اما نشد تو ذهنم قشنگ تر بود !!!!!
كل نوشته هام تو یه خط:
تو سواد خواندن نداری!!!! كاغذها دروغ میگویند !!!  تو نمیتوانی چشمان منو بخونی!!  
 

ادامه مطلب  

دختر و پسر رو خیلی قشنگ نقاشی میکنی.  

از فروردین 95 موقع نقاشي کشیدن. متوجه استعدادت در این زمینه شدم.خيلي زیبا آدم نقاشي میکنی.  کلا قوه تخیلت که فوق العاده است. گاهی تشبیه هایی میکنی که خودم شاخ در میارم. از کوچیکی اینطوری بودی.
اون روز فیلم پوسف پیامبر رو میدیدم. بعد از اتمام فیلم رفتی و چهارپایه حمام رو اوردی و برعکس گذاشتی . اسبت رو اوردی و جلوی چهارپایه گذاشتی . رفتی توی چهارپایه ایستادی و عین درشکه سوارها، اسب رو تکون میدادی. بعد هم گفتی مثل فیلم یوسف.

ادامه مطلب  

تجدید دیدار  

الان که اومدم اینجا دلم برات تنگه، عین خيلي وقتایی که دلم برات تنگه ولی نیستی...
این روزا ی جوری شده، دلم میخواد زودتر ته این روزارو ببینم، دوس دارم زودتر دوریامون تموم بشه، واسه همیشه کنار هم باشیم، با تمام وجود داشته باشمت
از همش بگذریم الان بهترین چیز میدونی چیه؟ اینکه ی لبخند قشنگ بزنی، گوشیتو برداری بهم اس بدی بگی خانومم دیدم برام چی نوشته بودی:) بعدشم واسم حرفای قشنگ بزنی که کیف کنم:) شما یه چیزو میدونستی؟ اینکه من خيلي خيلي زیاد دوستت د

ادامه مطلب  

من و سیزده آبان در کتابخانه عمومی 22 بهمن شاهرود  

به مناسبت بزرگداشت روز 13 آبان و روز دانش آموز در بخش کودک کتابخانه 22بهمن مسابقه نقاشي بین دانش آموزان کلاس پنجم و ششم مقطع ابتدایی مدرسه ملائک شاهرود و گویش برگزار شد. در این جلسه معرفی کتاب صوفی و چراغ جادو مربوط به کتابخوانی آبان ماه نهاد نیز انجام گردید . در آخر  معرفی بخشهای مختلف کتابخانه و آشنایی با جستجوی کتاب در سامان و نحوه عضویت و امانت دهی کتاب برای دانش آموزان صورت گرفت .
        
 

ادامه مطلب  

متن پایانی مجری گری...  

زندگی شیرین است                                                   مثل شیرینی یک روز قشنگ
زندگی زیبایی است                                                    مثل زیبایی یک غنچه ی باز
زندگی تک تک این ساعت هاست                                 زندگی چرخش این عقربه هاست
زندگی را دریاب....
الهی روزگارتون قشنگ،تنتون سالم ، لبتون خندون و دلتون شاد باشه.... یاعلی.

ادامه مطلب  

این معجزه‌ی توست که پاییز قشنگ است.......  

این معجزه‌ی توست که پاییز قشنگ است
هر شاخه‌ی با برگ گلاویز قشنگ است
هر خش‌خش خوشبختی و هر نم‌نم بارانتا یاد توام هرکس و هرچیز قشنگ است
کم‌صبرم و کم‌حوصله دور از تو، غمی نیستپیمانه‌ی من پیش تو لبریز قشنگ است
موجی که نپیوست به ساحل به من آموختدر عین توانستن پرهیز قشنگ است
بنشین و تماشا کن از این فاصله من رافواره‌ام، افتادن من نیز قشنگ است
بنشین و ببین زردم و نارنجی و قرمزپاییز همینست، غم‌انگیز قشنگ است.......

ادامه مطلب  

تویی که سقوط من/خطبه ی وابستگی  

من چرا اینقدر بدم
اما تو ستاره ای
تویی که سقوط من
خطبه ی وابستگی
 
حرف من سایه ی مرگ
خود سوزی شهر قشنگ
اما تو صدای ناب
حرف طلای ناب
 
من که دزد آن شبم
حرف من شکل قشنگ
اما تو خوش خبری
اما تو پاکی و تن
 
من پلید هر شبم
اما تو غریبی جان
تو گل هر دانه جا
من شکست قهرمان
 
من خبر چین همه
تو توی هر گلخونه
حادثه ها گفتن به من
تو پرنده ی بشر
 
تو آن یاس قشنگ
عروسیت با آن صدف
اما من حادثه ام
حرف من حرفهای جنگ
 
تو که بارون بهار
گزارشی از هر کلام
آن ضیافت بهار
توی

ادامه مطلب  

آدمها و مهربانی ها  

میدانی قشنگ ترین چیزی که این اواخر دیده ام چی بود؟ امروز صبح کوله به دوش سربالایی کوچه را بالا می رفتم که سر خیابان چشمم خورد به یک پسر جوان بیست و یکی دو ساله. خم شده بود و با علاقه چیزی را نگاه می کرد. آن روبرو، یک گربه بود. ژولیده، کثیف و لاغر مردنی. انگار که تازه از توی جوی آب کشیده باشنش بیرون. گربه زل زده بود به پسر و پسر زل زده بود به گربه! با لبخند، شوق و علاقه مند. انگار موجود روبرویش یک اتفاق زیبا جذاب و دیدنی است. می خواهم بگویم باید قیافه

ادامه مطلب  

کافه کیوسک  

سلام شهرزاد خانوم
امروز من و مامانی ناهار رفتیم خوبه باباجون. ناهار کوفته تبریزی بود که خيلي هم خوشمزه بود. بعد رفتیم بیرون و برای اتاق تو چند تا کاغذ دیواری دیدیم. دلمون میخواد که اتاق خانوم کوچولوی قشنگ ما عین خودش قشنگ باشه. بعدش هم من پیشنهاد دادم که بریم کافه کیوسک یه چیزی بخوریم. چند وقت بود که من و مامان دلمون میخواست بریم اونجا ولی فرصتش نشده بود. بالاخره امشب با مامان جون و دایی رضا رفتیم اونجا که خيلي خوش گذشت. اما متاسفانه یادمون رف

ادامه مطلب  

روز نوشت 21 آبان  

دیشب تولد یكی از دوستان خيلي نزدیك و عزیز بود ، براش تولدی گرفتیم در حد تیم ملی و آخر كار قشنگ خدارو میدیدیم :)))) 
از نظام وظیفه نامه اومده ك برادر سیزده آذر بیا با هم صبت كنیم :(( امیدوارم اتفاقای خوبی بیوفته 
حالم كلا خيلي خوبه این تولده ریشارژمون كرد حالا به غیر از عروجی ك داشتیم چیز مهمیم ك بود دیدن دو تا از رفقا بعد از مدت ها بود  نمیدونم بقیه هم اینجورین یا نه ولی من دوستامو كه میبینم خيلي حالم خوب میشه از بس دوسشون دارم 
از تصمیمات كبریی ك

ادامه مطلب  

157  

چشمای قشنگ عروسک سبزه نگام میکنن و با خنده میگن باز ک بغ کردی ی گوشه زانوی غم بغل گرفتی میگم آخه چرا نمیتونم ی سری مسائل زندگیمو حل کنم چرا نمیتونم با بضی چیزا کنار بیام میگ اینا همش حرفه تا نخای نمیشه میگم لعنتی تو ک جای من نیستی من مشکلاتم خيلي بزرگ و سختن میگ تو چرا نمیشینی جا من و مشکلات سختتو نگا نمیکنی؟! میبینی چقد همه چی تو زندگیت آسون تر از چیزیه ک بنظر میاد؟ فقط تمرکز میخواد ک از پسش بر بیای..میگم اره راس میگی، انقدرام مشکلات بزرگ ندارم

ادامه مطلب  

عر نوشت ! شصت پای چپ !  

عررررررر 
دیشب با انگشت شصت پام رفتم تو گوشه ی دیوار ! تازه یه نوار چوبی اون پایین نسب کردن برا قشنگی که بلای جون من شده . همینجوریش می خورم تو در و دیوار دیگه وقتی گوشه دیوار برنده شده باشه وضع خيلي بد تر میشه :/
قشنگ یه زخم گنده برداشت بعدشم کلی درد می کرد  یعنی تا ده دقیقه ی اول خيلي بدجوه :/ قشنگ رفته بود تو ! بعد ده دیقه کم کم سطح ارتفاق بخش زخم شده تغییر حالت پیدا کرد 
دیشب تا حالا ندیدمش بعد الان که دیدم دیگه خون نمیادااا ولی هنوز بده :/ تازه ب

ادامه مطلب  

زندگی  

یه گل کاکتوس قشنگ تو خونه ام داشتم، اوایل بهش میرسیدم، قشنگ بود و جون دار، کم کم فهمیدم با همه بوته هام فرق داره، خيلي قوی بود، صبور بود، اگه چند روز بهش نور و آب نمیدادم هیچ تغییری نمیکرد. منم واسه همین خيلي حواسم بهش نبود به خیال اینکه خيلي قویه و چیزیش نمیشه، هر گلی که خراب میشد میگفتم کاکتوسه چقدر خوبه هیچیش نمیشه اما بازم بهش رسیدگی نمیکردم. تا اینکه یه روز که رفتم سراغش دیدم خيلي وقته که خشک شده، ریشه اش از بین رفته بود و فقط ساقه هاش ظاه

ادامه مطلب  

22بهمن 94  

 
 مردم دهستان دستوران هم با مشت های محکم به راهپیمایی در خود روستا برخواسنتد 
و با شعار مرگ بر امریکا نشان دادند انها هم در مراسم هایی مانند 22 بهمن حضور 
باشکوهی خواهند داشت و همیشه پشت کشور خود محکم ایستاده اند...
برای مشاهده تصاویر به ادامه مطلب بروید...

ادامه مطلب  

1087  

امشب قشنگ وزغمو اوردم نشوندم کنارم و گفتم "آزادی!یکی یکی نتونستنامو بگو،نشدنامو بگم،از دست داده ها مو بگو،بگو که چه کارایی نمیتونم بکنم،بگو که چن بار تلاش کردم و نشده،بگو که چقد اشتباه کردم.خلاصه که یه شب افسرده ی جمعه ای بساز قشنگ و کیفتو ببر.اصلنم نگران نباش چون حوصله ی هیچ کاری ندارم و تازه هارد و هندسفری هم ندارم و تازه یه عالمه لباس دارم واسه مرتب کردن.امشب شب توئه."داره قور میزنه همینجور.

ادامه مطلب  

به زور  

یک وقت هایی یادت می رود بزرگ شوی.
یادت می رود برای چه آمده بودی.
یادت می رود همه مسئولیت هایت.  
این وقت ها به زور دستت را می گیرند و رشدت می دهند.
به زور یادت می آورند برای چه آمده بودی.
به زور مسئولیت هایت را یادآوری می کنند.
و چه قشنگ تر از آنکه هنوز از یاد نبرده اند تو را
و چه قشنگ تر از این زور شنیدن ها. 
 
پ.ن:
- زور شنیدن هم توفیق میخواهد.
- گفتم راه سخت است و رضا به آزارت نیستم و تو چه راحت پا پس کشیدی.
- عجیب بوی محرم می آید.

ادامه مطلب  

در مورد تعریف کردن از من.  

باسلام و احترام.
 در مورد برخی از نظرات مثل نظر قسمت پایین؛ راستشو بخواین زیاد دوست ندارم کسی از من تعریف بکنه. در واقع من خودم رو به یک عکس قشنگ تشبیه میکنم. درسته که یک عکس قشنگ خب قشنگه دیگه. اما اگر مثلا در گوشی و یا کامپیوتر زیادی بزرگش بکنیم از کیفیتش کم میشه. و من هم درست مثل یک عکس قشنگ هستم و دوست ندارم زیادی بزرگ بشم ؛ آخه از کیفیتم کم میشه.
شاد باشید. 

ادامه مطلب  

شب تولد  

خدا تو رو برای من آفرید
برای غم هام،خنده هام،شادی های بی پایانم،دیوونه بازیای همیشگیم،شیطنتام...
ایمان دارم ک تو نیمه ی مکمل منی...اگ هزاران هدیه هم بیارن و بیاری برام...
بازم به هدیه ی قشنگ خداوند نمیرسی...تو قشنگ ترین کادویی بودی ک پارسال این موقع خدا بهم داد...
ممنونم بابت سورپرایز محشرت همه کسم...ممنون بابت هدیه های اهدایی خودت و مامان بابات و خواهر برادرت...مرسی واقعا.سورپرایزت عالی و بی نظیر بود.چقددددد تو زحمت افتادید.
چقد خجالت زده بودم

ادامه مطلب  

64  

یه جورایی انگار همه چی تلقبی شده. 
قشنگ بودن خيلي چیزا از بین رفته. 
مثه همین ماچ و بوسه هایی که برای هم میفرستیم. مثه همه این قلب قرمزهایی که برام هم میفرستیم. 
مثه همه بغل کردن هایی که میفرستیم.
مثل همه"میم" های مالکیتی که آخر کلمات میذاریم .
قدیما ولی اینجوری نبود,  
عزیزم و جانم ها و عشقم گفتن ها اینقدر راحت نبود. 
قلب قرمز فرستادن ها اینقد ساده نبود. 
دوستت دارم ها انگار واقعی تر بودن . 
میم های مالکیت یه رنگ دیگه داشتن,  مالکیت واقعی از نوع ق

ادامه مطلب  

 

یه کرم زشت،که خودشو در مقابل همه زشت و نخواستنی میبینه.کرمی که همه موجودات اطرافشو،پرنده ها رو حیونات دیگه رو میبینه و خودشو از همه حقیر تر میبینه و مدام تو دلش از خدا گلایه میکنه که چرا نه دست داره و نه پا.چرا خدا کمی ،فقط کمی قشنگ تر نیافریده؟! .یه روزی میرسه که یه چیزی بهش دستور میده برای خودش زندانی بسازه و بره توش بمونه.لااقل تاحالا آزاد بود.اشکاش سرازیر میشه و با اجبار تموم پیله میسازه و میره تا سرنوشتش تو زندانش پایان بپذیره.. تا یه روز ص

ادامه مطلب  

یه دختر قشنگ!  

سه سال پیش وقتی برای اولین بار برای جواب دادن به سوال استادی که معلم مورد علاقه من بود اومد پای تخته ،برای اولین بار چشمم بهش خورد. بنظرم خيلي زیبا اومد.با اینکه اون داشت پیش معلم خودشیرینی میکرد و من حرص میخوردم و حسودیم میشد . (دوران جاهلیت بود دیگه!به خودم حق میدم چون شرایط سختی داشتم)
اون با پالتویی که قشنگیش رو دو برابر کرده بود با خونسردی و متانت جواب رو ،روی تخته نوشت.جوابش درست بود .معلم اصلا به دختر نگاه نکرد و خيلي معمولی گفت بشینه‌. م

ادامه مطلب  

 

چیزی که انسان در پدید آوردن آن دخالت نداشته باشد را،طبیعت می گویند .انسان،پیش از زندگی در شهر ها در طبیعت می زیست.
می خواهم یک داستان برای شما تعریف کنم .یک روز که با پدر و مادرم برای اوَلین باربه شمال رفتیم، وقتی که رسیدیم دیگر شب بود و خوابیدیم. صبح بعد که بیدار شدم و از پنجره بیرون را نگاه کردم جزء جنگل های زیبا،طبیعت سرسبز و خانه های کوچک قشنگ هیچ چیزی را ندیدم .واقعا تعجّّب کردم و به مادرم گفتم:"مامان نگاه کن چه قدر این جا قشنگ است."مادرم گ

ادامه مطلب  

زمین جهنمی  

دنیات و همه ادمات بوی گند میدن
خودمم هستم
 
انگار یه مشت ادم گیج و مست دور هم جمع شدن نشستن منتظر فرشته نجات
فرشته مرگ
حالم بهم میخوره از اینجا
میخوام فرار کنم از خودم از زندگی از این ادما
 
ولی کجا؟
جزیره دور افتاده؟
سیاره ناشناخته؟
دلم فقط میخواد از خودم فرار کنم
از این همه بدی و گناه
دیگه هیچی برام مهم نیست
زندگیت مسخره تر از اونی شده که بخواد چیزی مهم باشه
همه خستن
کاش میفهمیدی این بازیت دیگه قشنگ نیست
کاش میفهمیدی حتی وعده بهشت کمه برای د

ادامه مطلب  

برگزاري مسابقه نقاشي همگاني  

به مناسبت شهادت شهید محمدحسین فهمیده، هفته‌ی بسیج دانش‌آموزی و یوم‌الله 13 آبان مسابقه‌ی نقاشي همگانی بین دانش‌آموزان برگزار و دانش‌آموزان زیر برگزیده و به آن‌ها جوایزی اهدا شد.
1- طاها حسنوند
2- محمدمهدی گندابی
3- محمدیاسین عشایری
4- امیرمحمد محمدیان
برای مشاهده‌ی نقاشي و اهداءِ جوایز برگزیدگان به ادامه مطلب بروید

ادامه مطلب  

داغون  

الان ٣ یا ٤ ماهه كه حتی یه دونه شعر هم نگفتم . یعنی نه این كه شعر خوب نگفتم ، اصلا شعر نگفتم . و این واقعا افتضاحه . بی اندازه غمگینم و به طرز غریبی این غم تبدیل به شعر نمی شه . من با خودمم غریبه شدم ! بعد از ١٠ سال نوشتن ، این سكوت باور نكردنی ترینه واسه خودم . 
ادمیشن گرفتی ؟ 
انگار توی غار باشم و بی خبر از دنیا ...  یه لنگه پا . همه ام كه یا داران می رن یا سفت همین جا می مونن یا باهاشون قطع رابطه كردم . ٩٠ درصد آدما ، مزخرفن . ٨٠ درصد قابل كشتنن قشنگ.  یه

ادامه مطلب  

آرامش  

روزگاری حاکمی اعلام کرد به هنرمندی که بتواند آرامش را در یک تابلو نقاشي بیاورد، جایزه ای نفیس خواهد داد. بسیاری از هنرمندان سعی کردند وحاکم همه تابلو های نقاشي را نگاه کرد و از میان آنهادو تابلو پسندید و تصمیم گرفت یکی از آنها را انتخاب کند.اولی نقاشي یک دریا چه آرام بود؛ دریاچه مانند آینه ای تصویر کوههای اطرافش را نمایان میساخت، بالای دریاچه آسمانی آبی با ابرهای زیبا و سفیدبود, هر کس این نقاشي را میدید حتما آرامش را در آن می یافت.در دومی کو

ادامه مطلب  

اتفاقای خاص  

چه چیزی از این قشنگ تر وجود داره که موفقیت عشقتو ببینی و ببینی که تلاشای یک سالمون نتیجه داده و کنکور ارشد قبول شده... لحظه ای که خبر قبولی کنکورشو داد فقط گریه میکردم.... تا حالا تجربه ی گریه ی خوشحالی رو نداشتم...اونم همچین گریه ای که چندین ساعت طول کشید... میتونم بگم توی تمامه زندگیم هیچ لحظه ای تا الان به اندازه ی اون لحظه خوشحال نبودم... مسودم میخوام بگم هیشکی توی دنیا به اندازه ی تو منو خوشحال نکرده...میخوام بدونی که تمامه دلیل خوشبختیه من توی

ادامه مطلب  

 

فاصله دختر تا پیر مرد یک نفر بود ؛ روی نیمکتی چوبی ؛ روبه روی یک آب نمای سنگی دخترک کمی آن طرف تر بر روی نیمکت چوبی در کنار پیرمرد نشسته بود و رو به آب نمای سنگی گریه می کرد . پیرمرد از دخترک پرسید : – ناراحتی؟ – نه – مطمئنی ؟ – نه – چرا داری گریه می کنی ؟ – دوستام منو دوست ندارن – چرا دوست ندارن؟ – جون قشنگ نیستم . – تا حالا کسی این رو بهت گفته ؟ – چی رو؟ – این که تو قشنگ ترین دختری هستی که من تا حالا دیدم . – راست میگی ؟ – از ته قلبم آره دخترک بل

ادامه مطلب  

مرده شورزندگیمو ببرن...  

یکی پیدا شده صد مرتبه از تو قشنگ تررر.
یکی پیدا شده هزار دفه از تو زرنگ ترررر..
(ف)خيلي حرفاش شبیهه اونه....
امرو تو کانالشون فهمیدن...
خيلي بهم میخورن...
نوشته بود پا به پاش سیگار میشه....
بامنی که گیر میدادم سیگار نکش خيلي فرق داره...!
نوشته های ادبیش با منی که فقط دیوونه بازی دراودرنو خندیدن
بلدم بازم خيلي فزق میکنه....!
کلا فرق داره بامن....
اینجایی که من هستم تقصیره من نیس...

ادامه مطلب  

قدرت اصلاح  

فردی چندین سال شاگرد نقاش بزرگی بود و تمامی فنون و هنر نقاشي را آموخت.استاد به او گفت که دیگر شما استاد شده ای و من چیزی ندارم که به تو بیاموزم.شاگرد فکری به سرش رسید،یک نقاشي فوق العاده کشیدو آنرا در میدان شهر قرار داد ، مقداری رنگ و قلمی در کنار آن گذاشت و از رهگذران خواهش کرد اگر هرجایی ایرادی می بینند یک علامت × بزنند!و غروب که برگشت دید که تمامی تابلو علامت خورده است و بسیار ناراحت و افسرده به استاد خود مراجعه کرد .استاد به او گفت:آیا میتوا

ادامه مطلب  

سوراخ وبلاگ  

میاییم اینجا قشنگ قشنگ حرف میزنیم
گاها چس ناله میکنیم
خودمان را با حرفهای ادبیاتی لطیف نشان میدهیم
از آنور میرویم استادیوم به عمه داور فحش میدهیم 
مغز راننده تاکسی را میخوریم
کله پاچه هم میخوریم بجای قهوه
بهمن میکشیم بجای مارلبورو 
از ترس از زنها میگوییم اما باهاشان میخوابیم
بسکه تخم سگیم
یک مشت آدم مثلا غمگین خسته ی به افق خیره شده ی کم حرف که خودش را بجای اینکه توی صغری خانوم خالی کند توی وبلاگ خالی میکند
برادرم گفت نرو که مرد وبلاگ نویس

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1