تمامي مطالب موجود در اين سامانه از وب سايت هاي ديگر و بدون دخالت انساني جمع آوري شده , لذا تمام مسئوليت آنها بر عهده وب سايت منبع ميباشد. مطالب مغاير با قوانين جمهوري اسلامي ايران را از طريق بخش تماس با ما به ما اعلام کنيد.


تازه ترین مطالب
تبلیغات


ولادت حضرت زینب (س) و روز پرستار...  

                                       در خجسته روز میلاد بانوی کربلا                 پرستار دل های زخم دیده خرابه های شام و در فرخنده روز گرامی داشت                 مقام پرستار، یاد همه پرستاران صحنه جهاد و نبرد را گرامی داریم .
 
 

ادامه مطلب  

فرا رسیدن روز پرستار مصادف با ولادت زینب کبرا بر تمامی پرستاران عزیز مبارک باد  

 
در حیرتم که خدا با تو چه کرده است؛ تویی که شب ها از غم هم نوعان رنجورت، خواب بر چشم حرام می کنی و به خستگی درس استقامت و صبوری می دهی.
در حیرتم که سینه تو از کدام دریای عشق به خدا پر شده که چنین در رضایت او موج می زنی و آسوده نمی نشینی.
در حیرتم که از چشمه کدام ایمان و عاطفه سیراب گشته ای که درونت از هیچ احسان و از خودگذشتگی سیراب نمی شود و به هیچ خستگی رضایت نمی دهد.
دست مریزاد، دست خدا یاورت، ای پرستار مهربانی ها.
 
*******
روز میلاد زینب کبری(س)، پ

ادامه مطلب  

 

دیشب مادرم گفتتو از دیروز فرو رفته ایدر کلمه ای انگار
در عیندر شیندر قافدر نقطه ها
#مصطفی_مستور
 
پرستار با اسم کوچیک صدام زد غرق خواب بودم همین چهل دقیقه پیش که بپاشد دارو پیوندی داری منگ بلند شدم بطری اب رو از روی همین میز استیل برداشتم یه دونه مای فورتیک رو خوردم به یه عالمه دارو دیگرم زل زدم که باید یک ساعت بینش فاصله باشه پرستار بعدی اومدی لیست مایعات خورده و دفع شده رو بزنه همینجور منگ نگاهش کردم قبلش گفت باز تو گریه کردی گفتم نه خواب بو

ادامه مطلب  

 

دیشب مادرم گفتتو از دیروز فرو رفته ایدر کلمه ای انگار
در عیندر شیندر قافدر نقطه ها
#مصطفی_مستور
 
پرستار با اسم کوچیک صدام زد غرق خواب بودم همین چهل دقیقه پیش که بپاشد دارو پیوندی داری منگ بلند شدم بطری اب رو از روی همین میز استیل برداشتم یه دونه مای فورتیک رو خوردم به یه عالمه دارو دیگرم زل زدم که باید یک ساعت بینش فاصله باشه پرستار بعدی اومدی لیست مایعات خورده و دفع شده رو بزنه همینجور منگ نگاهش کردم قبلش گفت باز تو گریه کردی گفتم نه خواب بو

ادامه مطلب  

لبخند  

لبخند تو در سینه من مثل نبات است
لب های غزل ناب ترین آب حیات است
ببچاره دل من هوس قند تو دارد
قند تو مگر صادر ه از ملک هرات است؟
بیمار توام باز  باز پرستار دلم باش!
لب های تو انگار مسیحا ی بنات است
افشاندن موهای تو در آینه  خوب است
ایراد دل ماست که نادیده و مات است
ای قند تر از قند ،سوی قند لبانت
تجار روانه ز همه سوی کرات است
من آمده بودم که ببینم رخ تان را
گفتند که دیدار شما از  شبهات است
ای تنگ دلان بر من بیچاره نتازید
 آن ماه نشان دلبر و شیرین ح

ادامه مطلب  

پست اختصاصی واسه مامان جونم عشقم همه کسم نفسِ من  

مادر تویی دار و ندارم مادر
بعد از تو من دیگر چه دارم مادر 
ای گریه ات پشت و پناهم مادر 
من با دعایت رو به راهم مادر
مادر پرستار دلم
ای روشنی بخش و چراغ منزلم
 
"بعد از خدا تنها امیدم، مادر"
 
+ با شنیدن این اهنگ تنم لرزید سیل اشکام راه افتاد 
حتی فکر اینکه یه روز خدای نکرده خدای نکرده زبونم لااال بشه اینو بگم، اگه نباشه .. منم نابودم!
به معنی واقعی نابودم..
هرسال ارزوی شب تولدم اینه که تا هستم، پدر و مادرم هم باشن
 
مامان جونم عاشششقتم نفسمی
بوی لبا

ادامه مطلب  

تجاوز یک فیزیوتراپ و یک پرستار به ۲ زن بیمار  

تجاوز یک فیزیوتراپ و یک پرستار به ۲ زن بیمار: پرونده اتهامی دو مرد که به صورت جداگانه متهم به آزار و اذیت دو زن شده‌اند، در دادگاه کیفری استان تهران مورد رسیدگی قرار گرفت.
تجاوز فیزیوتراپ
 در اولین رسیدگی، پرونده آزار دختر عقب‌مانده که گفته شده از سوی پرستار پدرش در سال ٩٣ مورد آزار و اذیت قرار گرفته‌ مورد بررسی قرار گرفت.
در پی شکایت زنی ٤٠ساله به نام فرانک، در کلانتری چهاردانگه، این پرونده به جریان افتاد. فرانک با مراجعه به پلیس از پرستا

ادامه مطلب  

 

زهرا روی صندلی‌اش نشسته و من پشت چرخ خیاطی. بیست سال را با هم پشت سر گذاشته‌ایم. زهرا می‌تواند بگوید: «ماما» همان اولین کلمه‌ای که یاد گرفته بود. می‌تواند روی صندلی‌اش بنشیند، می‌تواند راه برود و وقتی‌که توی آینه خودش را می‌بیند؛ بخندد.حالا دیگر تشنج نمی‌کند و من نمی‌ترسم اگر این اتفاق افتاد آماده نباشم. دیگر نمی‌ترسم ممکن است او را گم کنم.زهرا توی دفترش خط‌خطی می‌کند کاری که بیشتر از هر چیز دیگر دوست دارد و صدایم می‌زند: «ماما». با

ادامه مطلب  

 

زهرا روی صندلی‌اش نشسته و من پشت چرخ خیاطی. بیست سال را با هم پشت سر گذاشته‌ایم. زهرا می‌تواند بگوید: «ماما» همان اولین کلمه‌ای که یاد گرفته بود. می‌تواند روی صندلی‌اش بنشیند، می‌تواند راه برود و وقتی‌که توی آینه خودش را می‌بیند؛ بخندد.حالا دیگر تشنج نمی‌کند و من نمی‌ترسم اگر این اتفاق افتاد آماده نباشم. دیگر نمی‌ترسم ممکن است او را گم کنم.زهرا توی دفترش خط‌خطی می‌کند کاری که بیشتر از هر چیز دیگر دوست دارد و صدایم می‌زند: «ماما». با

ادامه مطلب  

 

The sore feet - Ally kerr
گفته بودم منو یاد the giver میندازه؟ جلد آخرش. عاه T-T
 
اینو تابستون که رفته بودیم مسافرت توی راه گوش می دادم. اولین باری بود که وقتی می رفتیم مسافرت از یه جای غیر بیابونی رد می شدیم و روز هم بود. خلاصه که... خیلی حس داد. حتی اونحا هم همش همینو گوش می دادم. شهریور بود تصورم. می ترسم بهش گوش بدم و خاطراتم خراب شن. هنوزم که چشمامو می بندم هوای گرم و خفه و اون سقف چوبی و صدای اسب و ماهیتابه ی در حال جلز ولز کردن در حالی که کتاب قرابت معنایی هام

ادامه مطلب  

حرفهایی از کنکور 95 تا ترم 2  

خب کنکور 95 ک گذشت حالم خوب بود ...منتظر نتیجه ی خوبی بودم :)
گذشت و نتایج امد...عددی که رو صفحه دیدم خیلی با انتظاراتم فرق داشت...داشتم میمردم از غصه...
تا صبح بیدار موندم و فقط خیره بودم همین...
مامانم تا صبح گریه کرد...تا خود صبح ها...صبح که دیدمش فقط بهش میگفتم شرمنده تم...
الانم که دارم مینویسم داره گریه م میگیره...خیلی دوران بدی بود...خیلییییی
چند روز بعد که مشغول انتخاب رشته شدیم من همه ش میگفتم میخوام بمونم پشت کنکور بازم...
مامانم به حدی ازم عصبانی

ادامه مطلب  

چرا باید روز ولنتاین رو گرامی داشت ؟  

درود...چون جنبه فانتزی عشق رو زنده نگاه می دارد !..فانتزی رگه ارتباطی عمیقتری داره با حقیقت !!..تا گندکاری های بعدی در واقعیت !..ضمن اینکه از گندکاری ها و ناهنجاری های بعدی در واقعیت یکی اینکه در واقعیت طبقه بندی ها و جبر اجتماعی  سریع میاد و شکل میده به کاراکتر ها ..مثلا یک کارگر فقیر هم در عشق و فانتزی با یک ثروتمند و هرکس دیگری برابر است ..اصلا فانتزی عشق لحظه برابری در انسانیت است ولی بعدش اختلافات و وافعیت و طبقات سایه می اندازه ..در لحظات عاشق

ادامه مطلب  

چرا باید روز ولنتاین رو گرامی داشت ؟  

درود...چون جنبه فانتزی عشق رو زنده نگاه می دارد !..فانتزی رگه ارتباطی عمیقتری داره با حقیقت !!..تا گندکاری های بعدی در واقعیت !..ضمن اینکه از گندکاری ها و ناهنجاری های بعدی در واقعیت یکی اینکه در واقعیت طبقه بندی ها و جبر اجتماعی  سریع میاد و شکل میده به کاراکتر ها ..مثلا یک کارگر فقیر هم در عشق و فانتزی با یک ثروتمند و هرکس دیگری برابر است ..اصلا فانتزی عشق لحظه برابری در انسانیت است ولی بعدش اختلافات و وافعیت و طبقات سایه می اندازه ..در لحظات عاشق

ادامه مطلب  

 

مطالب قدیمی‌تر

اعوذ بالله من نفسیپناه برخدا از شر نفس خودمن وَالْقَلَمِ وَمَا یَسْطُرُونَ "ن، سوگند به قلم، و آنچه را با قلم می‏نویسند"رب اشرح لى صدرى پروردگارا سینه مرا بگشاى و یسر لى امرى و كارم را به من آسان كن و احلل عقده من لسانى و گره از زبانم باز كن یفقهوا قولى تا گفتارم را بفهمند...سلامرسول طالبی هستممتولد 1366 دوستان می توانند از طریق جیمیلبا من در ارتباط باشند.....................چشمهایم را به انسانی بدهید که هرگز طلوع آفتاب، چهره ی یک نوزاد

ادامه مطلب  

 

مطالب قدیمی‌تر

اعوذ بالله من نفسیپناه برخدا از شر نفس خودمن وَالْقَلَمِ وَمَا یَسْطُرُونَ "ن، سوگند به قلم، و آنچه را با قلم می‏نویسند"رب اشرح لى صدرى پروردگارا سینه مرا بگشاى و یسر لى امرى و كارم را به من آسان كن و احلل عقده من لسانى و گره از زبانم باز كن یفقهوا قولى تا گفتارم را بفهمند...سلامرسول طالبی هستممتولد 1366 دوستان می توانند از طریق جیمیلبا من در ارتباط باشند.....................چشمهایم را به انسانی بدهید که هرگز طلوع آفتاب، چهره ی یک نوزاد

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1 
تبلیغات
ورود به کانال تلگرام